سفارش تبلیغ
صبا ویژن
7:56 عصر
117
چرا باران آمد؟؟

اینکه چرا باران آمد، نمیــ دانمــ

فقط میدانم:بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری..

 

اینکه چه شد راه افتادم زیر باران، نمیــ دانمــ

فقط میدانم امید داشتم باران مرحمی باشد بر سوزش زخمهایم..

 

اینکه رهگذران به من چه میگفتند، نمیــ دانمــ

فقط میدانم سخت، غرق در افکار خودم بودم..

 

اینکه چرا کنترل افکارم را ندارم، نمیــ دانمــ

فقط میدانم غرقِ او شده بودم..

 

اینکه چرا کنارم نیست، نمیــ دانمــ

فقط میدانم یک لحظه هم از من جدا نشده..

 

اینکه چرا یلدای من سحر نشده، نمیــ دانمــ

فقط میدانم تا او نیاید سحر نمی آید..

 

اینکه چرا بالِ پروازم را به من نداده اند، نمیــ دانمــ

فقط میدانم از پای فتاده ام..

 

اینکه صبحِ ربیع کی می آید، نمیــ دانمــ

فقط میدانم تا زنده ام چشم به راهم..

 

اینکه چرا هنوز برنگشته است، نمیــ دانمــ

فقط میدانم خواسته بودم زود بازگردد..

 

اینکه چهره ی شکسته ام را از پسِ چادرِ خاکیم میبیند، نمیــ دانمــ

فقط میدانم عاشقِ چادرِ خاکیست..

 

اینکه چگونه بخوانمش، نمیــ دانمــ

فقط میدانم صدایم را میشنود..

 

اینکه چه وقت به خانه رسیدم، نمیــ دانمــ

فقط میدانم دستهایم یخ زده بود..

 

اینکه چه وقت قلبِ یخ زده ام از کار می افتد، نمیــ دانمــ

فقط میدانم تا گرمای وجودم نیاید،یخ زده می ماند..

 

اینکه چه وقت دنیا به پایان میرسد، نمیــ دانمــ

فقط میدانم منتظرم..منتظرِ ندایِ:

یا اهل العالم،قُتِلَ الحُسِینُ بِکَربَلا، عطشاناً

 

پ.ن1:پناهِ امیدِ ناامیدان، صبح ربیع را زودتر برسان..

پ.ن2:قبل از اینکه تو نظرات بپرسین، خودم میگم:بله،نوشته خودمه..

پ.ن3:شاید هم شما درست میگید:اینکه توی تیتر پست های برگزیده ام

بنویسم برگزیده،اشتباهه..پس دیگه نمینویسم..

پ.ن3:کاش این نوشته را بخوانی..

پ.ن4:این نوشته 3تفسیر دارد..مطمئناً تفسیرهای بیشتری

هم دارد..با ذهن خودتان تفسیرش کنید،نه نویسنده..

پ.ن4:امروز شیراز باران زیبایی اومد..شکرً لله..

باران



برچسب‌ها: باران،امام زمان،دلتنگی،امید